<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	>

<channel>
	<title>غذای روح</title>
	<atom:link href="http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/?feed=rss2" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh</link>
	<description>مجموعه ای از داستان های كوتاه، پاور پوينت و كليپ های اخلاقی و آموزنده</description>
	<pubDate>Thu, 19 Aug 2010 04:45:20 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.7</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>مناجاتی دلنشین از  مصطفی ملکیان</title>
		<link>http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/?p=3393</link>
		<comments>http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/?p=3393#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 19 Aug 2010 04:43:55 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[راز و نياز]]></category>

		<category><![CDATA[خدا]]></category>

		<category><![CDATA[راز و نیاز]]></category>

		<category><![CDATA[غذای روح]]></category>

		<category><![CDATA[مناجات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/?p=3393</guid>
		<description><![CDATA[خدایا، اندیشه‌ام را در مسیری معنوی و روحانی قرار ده، تا روحم را با تو درآمیزم، و لذت ِ بودن ِ با تو را در لحظه لحظه‌ی زندگی‌ام دریابم. 
خدایا، اندیشه‌ام را چنان محکم ‌ساز که به حقیقت و عقلانیت متعهد باشم، و تنها بر پایه فهم و تشخیص خودم از زندگی، زندگی کنم، تا بتوانم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>خدایا، اندیشه‌ام را در مسیری معنوی و روحانی قرار ده، تا روحم را با تو درآمیزم، و لذت ِ بودن ِ با تو را در لحظه لحظه‌ی زندگی‌ام دریابم. <span id="more-3393"></span></p>
<p>خدایا، اندیشه‌ام را چنان محکم ‌ساز که به حقیقت و عقلانیت متعهد باشم، و تنها بر پایه فهم و تشخیص خودم از زندگی، زندگی کنم، تا بتوانم از آنچه جامعه و دیگران از من می‌خواهند فراتر بروم.</p>
<p>خدایا، به من بینشی عطا کن که هیچ وقت خود را با دیگران مقایسه نکنم، بر آنهایی که از من برتر هستند حسد نورزم، و بر آنها که پایین ترند فخر نفروشم، و بر آنچه دارم قناعت کنم و همواره در این اندیشه باشم که از آنچه در حال حاضر هستم، فراتر بروم.</p>
<p>خدایا، به من فهمی عطا کن تا تفاوتهای خود با دیگران را دریابم، و بفهمم که با شخصیت منحصربه فردی که دارم قاعدتا زندگی منحصربه فردی نیز برای خود خواهم داشت، که از جهاتی می تواند متفاوت از زندگی دیگران باشد، مهم آن است که به تفاوتهای خودم و تفاوتهای دیگران احترام بگذارم و زندگی ام را منطبق با آن چه هستم، شکل ببخشم.</p>
<p>خدایا، توانایی ِ عشق به دیگری را در وجودم بارور ساز، تا انسان ها را خالصانه دوست بدارم، و بهترین لحظات لذت زندگی ام، لحظاتی باشد که بدون هیچ نوع چشمداشتی، خدمتی به همنوع ام می کنم.</p>
<p>خدایا، مرا از هر نوع نفرت و کینه ای که حوادث تلخ روزگار بر وجودم نهاده است، رها کن، تا با رهایی از نفرت و کینه، بتوانم دیگران را آن طور که هستند، بپذیرم و دوست بدارم.</p>
<p>خدایا، فهم مرا از زندگی آن چنان ژرف ساز تا قوانین آن را دریابم، و بفهمم که در زندگی چیزهایی هست که قابل تغییر نیست، قوانینی هست که از آنها تخطی نمی توان کرد، تا ساده لوحانه نپندارم که هر آنچه می خواهم را می توانم داشته باشم، و هر آنچه آرزو می کنم خواهم داشت.</p>
<p>خدایا، این توانایی را به من عطا فرما تا در لحظه لحظه زندگی ام، در لحظه حال و برای آنچه هم اکنون می گذرد زندگی کنم، و زیبایی ها و شادی هایی که هم اکنون از آن برخوردار هستم را با اندیشیدن بیش از حد به گذشته ای که دیگر پایان یافته است، و دغدغه بیش از حد برای آینده ای که هنوز نیامده است، نادیده نگیرم.</p>
<p>خدایا مگذار که در بند گذشته باقی بمانم، و چنان تعهد و دغدغه ی کشف حقیقت را در درونم شعله ور ساز که هیچگاه بخاطر آنچه در گذشته حقیقت می دانسته ام و آبرو ، حیثیت و شخصیت اجتماعی ام بدان وابسته است، از حقیقت هایی که هم اکنون بدان ها دسترسی می یابم، و ممکن است همه آنچه در گذشته حقیقت می دانسته ام به چالش بکشد و بی اعتبار سازد‏، محروم نمانم.</p>
<p>خدایا، مرا به انضباطی درونی متعهد کن، تا بفهمم و بدانم که هر کاری که دوست دارم و از آن لذت می برم را مجاز نیستم که انجام دهم.</p>
<p>خدایا، کمکم کن تا عمیقا دریابم که زندگی بیش از آنچه اغلب می پندارند جدی است، و برای هیچ انسانی استثنا قائل نمی گردد، همه ما برای آنچه می خواهیم و در آرزوی آن هستیم باید تلاش کنیم و شایستگی و لیاقت به دست آوردن آن را داشته باشیم. خدایا، به من بیاموز که بدون شایستگی و لیاقت داشتن چیزی، نخواهم که تو آن را از آسمان برایم بفرستی.</p>
<p>و در آخر ؛ خدایا، نعمت سکوت را بر من ارزانی دار ، تا در آن لحظاتی که طنین زندگی روزمره در درونم آرام می گیرد، نوای دلنشین و آرامش بخش حضور تو در روح و وجودم، مرا گرم و آرام سازد.</p>
<p style="text-align: left;">فرستنده &#8220;بهار&#8221;</p>
<input id="gwProxy" type="hidden" />
<input id="jsProxy" onclick="jsCall();" type="hidden" />
<input id="gwProxy" type="hidden"><!--Session data--></input>
<input id="jsProxy" onclick="jsCall();" type="hidden" />
<p class="addtoany_share_save_container">
    <a class="a2a_dd addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save?sitename=%D8%BA%D8%B0%D8%A7%DB%8C%20%D8%B1%D9%88%D8%AD&amp;siteurl=http%3A%2F%2Fwww.naabrestaurant.com%2Fghazaye_rouh%2F&amp;linkname=%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%AA%DB%8C%20%D8%AF%D9%84%D9%86%D8%B4%DB%8C%D9%86%20%D8%A7%D8%B2%20%20%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C%20%D9%85%D9%84%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fwww.naabrestaurant.com%2Fghazaye_rouh%2F%3Fp%3D3393"><img src="http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/wp-content/plugins/add-to-any/share_save_120_16.png" width="120" height="16" alt="Share/Save/Bookmark"/></a>

	</p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/?feed=rss2&amp;p=3393</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>خدایا با من حرف بزن</title>
		<link>http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/?p=3390</link>
		<comments>http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/?p=3390#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 19 Aug 2010 04:36:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[داستان]]></category>

		<category><![CDATA[تاثير نوع نگاه در زندگي]]></category>

		<category><![CDATA[تفكر و نوع نگاه]]></category>

		<category><![CDATA[خدا]]></category>

		<category><![CDATA[دیدگاه]]></category>

		<category><![CDATA[غذای روح]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/?p=3390</guid>
		<description><![CDATA[مرد نجواکنان گفت :« ای خداوند و ای روح بزرگ ، با من حرف بزن .» و چکاوکی با صدای قشنگی خواند ، اما مرد نشنید .
و سپس دوباره فریاد زد : « با من حرف بزن » و برقی در آسمان جهید و صدای رعد در آسمان طنین افکن شد ، اما مرد باز [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>مرد نجواکنان گفت :« ای خداوند و ای روح بزرگ ، با من حرف بزن .» و چکاوکی با<span id="more-3390"></span> صدای قشنگی خواند ، اما مرد نشنید .</p>
<p>و سپس دوباره فریاد زد : « با من حرف بزن » و برقی در آسمان جهید و صدای رعد در آسمان طنین افکن شد ، اما مرد باز هم نشنید .</p>
<p>مرد نگاهی به اطراف انداخت و گفت : « ای خالق توانا ، پس حداقل بگذار تا من تو را ببینم .» و ستاره ای به روشنی درخشید ، اما مرد فقط رو به آسمان فریاد زد :</p>
<p>« پروردگارا ، به من معجزه ای نشان بده » و کودکی متولد شد و زندگی تازه ای آغاز شد ، اما مرد متوجه نشد و با ناامیدی ناله کرد :« خدایا ، مرا به شکلی لمس کن و بگذار تا بدانم اینجا حضور داری.»</p>
<p>اما مرد با حرکت دست ، حتی پروانه را هم از خود دور کرد و قدم زنان رفت &#8230;.</p>
<p style="text-align: left;">فرستنده &#8220;بهار&#8221;</p>
<input id="gwProxy" type="hidden" />
<input id="jsProxy" onclick="jsCall();" type="hidden" />
<input id="gwProxy" type="hidden" />
<p><!--Session data--></p>
<input id="jsProxy" onclick="jsCall();" type="hidden" />
<p class="addtoany_share_save_container">
    <a class="a2a_dd addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save?sitename=%D8%BA%D8%B0%D8%A7%DB%8C%20%D8%B1%D9%88%D8%AD&amp;siteurl=http%3A%2F%2Fwww.naabrestaurant.com%2Fghazaye_rouh%2F&amp;linkname=%D8%AE%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A7%20%D8%A8%D8%A7%20%D9%85%D9%86%20%D8%AD%D8%B1%D9%81%20%D8%A8%D8%B2%D9%86&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fwww.naabrestaurant.com%2Fghazaye_rouh%2F%3Fp%3D3390"><img src="http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/wp-content/plugins/add-to-any/share_save_120_16.png" width="120" height="16" alt="Share/Save/Bookmark"/></a>

	</p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/?feed=rss2&amp;p=3390</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>داستان مشکل مرد فرتوت با زن و دخترش</title>
		<link>http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/?p=3387</link>
		<comments>http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/?p=3387#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 18 Aug 2010 08:40:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[داستان]]></category>

		<category><![CDATA[تاثير نوع نگاه در زندگي]]></category>

		<category><![CDATA[تفكر و نوع نگاه]]></category>

		<category><![CDATA[دیدگاه]]></category>

		<category><![CDATA[غذای روح]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/?p=3387</guid>
		<description><![CDATA[زن و دختر جوانی پیرمردی خسته و افسرده را کشان کشان نزد شیوانا آوردند و در حالی که با نفرت به پیرمرد خیره شده بودند از شیوانا خواستند تا سوالی را از جانب آن ها از پیرمرد بپرسد!
شیوانا در حالی که سعی می کرد خشم و ناراحتی خود را از رفتار زشت دختر و زن [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>زن و دختر جوانی پیرمردی خسته و افسرده را کشان کشان نزد شیوانا آوردند و در حالی که با نفرت به پیرمرد خیره شده بودند از شیوانا خواستند تا سوالی را از جانب آن ها از پیرمرد بپرسد!<span id="more-3387"></span><br />
شیوانا در حالی که سعی می کرد خشم و ناراحتی خود را از رفتار زشت دختر و زن با پیرمرد پنهان کند، از زن قضیه را پرسید.</p>
<p>زن گفت: &#8221; این مرد همسر من و پدر این دختر است. او بسیار زحمت کش است و برای تامین معاش ما به هر کاری دست می زند.</p>
<p>از بس شب و روز کار می کند دستانی پینه بسته و سر و صورتی زخمی و پشتی خمیده و قیافه ای نه چندان دلپسند پیدا کرده است. وقتی در بازار همراه ما راه می رود ما در هیکل و هیبت او هیچ چیزی برای افتخار کردن پیدا نمی کنیم و سعی می کنیم با فاصله از او حرکت کنیم.</p>
<p>ای استاد بزرگ از طرف ما از این پیرمرد بپرسید ما به چه چیز او به عنوان پدر و همسر افتخار کنیم و چرا باید او را تحمل کنیم!؟</p>
<p>شیوانا نفسی عمیق کشید و دوباره از زن و دختر پرسید: &#8221; این مرد اگر شکل و شمایلش چگونه بود شما به او افتخار می کردید!؟ &#8221;<br />
دخترک با خنده گفت: &#8221; من دوست دارم پدرم قوی هیکل و خوش تیپ و خوش لباس باشد و سر و صورتی تمیز و جذاب داشته باشد و با بهترین لباس و زیباترین اسب و درشکه مرا در بازار همراهی کند.&#8221;<br />
زن نیز گفت: &#8221; من هم دوست داشتم همسرم جوان و سالم و تندرست و ثروتمند و با نفوذ باشد و هر چه از اموال دنیا بخواهم را در اختیار من قرار دهد. نه مثل این پیرمرد فرتوت و از کار افتاده فقط به اندازه بخور و نمیر برای ما درآمد بیاورد!؟</p>
<p>به راستی این مرد کدام از این شرایط را دارد تا مایه افتخار ما شود؟ ای استاد از او بپرسید ما به چه چیز او افتخار کنیم!؟ &#8221;<br />
شیوانا آهی کشید و به سوی پیرمرد رفت و دستی به شانه اش زد و به او گفت: &#8221; آهای پیرمرد خسته و افسرده! اگر من جای تو بودم به این دختر بی ادب و مادر گستاخش می گفتم که اگر مردی جوان و قوی هیکل و خوش هیبت و توانگر بودم، دیگر سراغ شما آدم های بی ادب و زشت طینت نمی آمدم و همنشین اشخاصی می شدم که در شان و مرتبه آن موقعیت من بودند!؟ &#8221;<br />
پیرمرد نگاه سنگینش را از روی زمین بلند کرد و در چشمان شفاف شیوانا خیره شد و با صدایی آکنده از بغض گفت: &#8221; اگر این حرف را بزنم دلشان می شکند و ناراحت می شوند!!</p>
<p>مرا از گفتن این جواب معاف دار و بگذار با سکوت خودم زخم زبان ها را به جان بخرم و شاهد ناراحتی آنها نباشم! &#8221;<br />
پیرمرد این را گفت و از شیوانا و زن و دخترش جدا شد و به سمت منزل حرکت کرد.<br />
شیوانا آهی کشید و رو به زن و دختر کرد و گفت: &#8221; آنچه باید به آن افتخار کنید همین مهر و محبت این مرد است که با وجود همه زخم زبان ها و دشنام ها لب به سکوت بسته تا مبادا غبار غم و اندوه بر چهره شما بنشیند.</p>
<input id="gwProxy" type="hidden" />
<input id="jsProxy" onclick="jsCall();" type="hidden" />
<input id="gwProxy" type="hidden" /><!--Session data--><br />
<input id="jsProxy" onclick="jsCall();" type="hidden" />
<p class="addtoany_share_save_container">
    <a class="a2a_dd addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save?sitename=%D8%BA%D8%B0%D8%A7%DB%8C%20%D8%B1%D9%88%D8%AD&amp;siteurl=http%3A%2F%2Fwww.naabrestaurant.com%2Fghazaye_rouh%2F&amp;linkname=%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%20%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84%20%D9%85%D8%B1%D8%AF%20%D9%81%D8%B1%D8%AA%D9%88%D8%AA%20%D8%A8%D8%A7%20%D8%B2%D9%86%20%D9%88%20%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%D8%B4&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fwww.naabrestaurant.com%2Fghazaye_rouh%2F%3Fp%3D3387"><img src="http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/wp-content/plugins/add-to-any/share_save_120_16.png" width="120" height="16" alt="Share/Save/Bookmark"/></a>

	</p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/?feed=rss2&amp;p=3387</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>به نام خدای حسابگر و حسابرس</title>
		<link>http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/?p=3385</link>
		<comments>http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/?p=3385#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 18 Aug 2010 04:17:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[داستان]]></category>

		<category><![CDATA[خدا]]></category>

		<category><![CDATA[غذای روح]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/?p=3385</guid>
		<description><![CDATA[به نام خدای حسابگر و حسابرس و حسابدار زمین و آسمان و هر آنچه در اوست. هم او که افتتاحیه و اختتامیه‌ی همه‌ی کتاب‌ها و حساب‌ها است. 
ترازش همیشه موزون است و موجودی‌هایش همواره در فزون. مطالبات مشکوک الوصولی ندارد، زیرا کسی از قدرت لایزال او نمی‌تواند بگریزد. استهلاک انباشته محاسبه نمی‌کند چون در سیطره‌ی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>به نام خدای حسابگر و حسابرس و حسابدار زمین و آسمان و هر آنچه در اوست. هم او که افتتاحیه و اختتامیه‌ی همه‌ی کتاب‌ها و حساب‌ها است. <span id="more-3385"></span></p>
<p>ترازش همیشه موزون است و موجودی‌هایش همواره در فزون. مطالبات مشکوک الوصولی ندارد، زیرا کسی از قدرت لایزال او نمی‌تواند بگریزد. استهلاک انباشته محاسبه نمی‌کند چون در سیطره‌ی حسابداری او چیزی بی‌ارزش نمی‌شود. به کسی مالیات نمی‌دهد و از کسی به ناحق چیزی نمی‌گیرد. نه شرکت سهامی است و نه تضامنی. هیچ شراکتی با احدی ندارد. خود مالک است و بی‌رقیب. تلفیق و اذغام و ترکیب در حوزه‌ی شخصیتش پیش‌بینی شده است. حسابداری تورمی ندارد، زیرا ارزش‌ها در نظرش تغییر ناپذیرند. حسابداریش آن‌قدر خالص است که دوره‌ی مالی در آن تعریف ناشدنی و واحد پولی در آن بی‌معنا است. عملکرد او به دوره‌ی محدودی منحصر نیست و ازل تا ابد را در بر می‌گیرد. تداومش یک فریضه نیست، بلکه یک اصل و حقیقتی محض است. مدیریتش حسابداری و حسابداریش مدیریت که بر مدار عدالت استوار است و به مثقال و ذره هم می‌رسد و چیزی از قلم نمی‌افتد. فضل و بخشش او بر محور اهمیت می‌چرخد و سرمایه‌ی بندگان. امیدواری به اوست و همان است که رهایی‌بخش آنان از حساب و کتاب روز جزا خواهد بود. آن‌جا که مستجاب می‌گرداند، دعای برترین انسان‌ها در حق همه‌ی عالم که:<br />
«اِلهی عَامِلنا بِفَضلِکَ وَ لاَ تُعامِلنا بِعَدلِک»</p>
<p style="text-align: left;">فرستنده خانم &#8220;منیر صعودی &#8220;</p>
<input id="gwProxy" type="hidden" />
<input id="jsProxy" onclick="jsCall();" type="hidden" />
<input id="gwProxy" type="hidden" /><!--Session data--><br />
<input id="jsProxy" onclick="jsCall();" type="hidden" />
<p class="addtoany_share_save_container">
    <a class="a2a_dd addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save?sitename=%D8%BA%D8%B0%D8%A7%DB%8C%20%D8%B1%D9%88%D8%AD&amp;siteurl=http%3A%2F%2Fwww.naabrestaurant.com%2Fghazaye_rouh%2F&amp;linkname=%D8%A8%D9%87%20%D9%86%D8%A7%D9%85%20%D8%AE%D8%AF%D8%A7%DB%8C%20%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%A8%DA%AF%D8%B1%20%D9%88%20%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%B3&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fwww.naabrestaurant.com%2Fghazaye_rouh%2F%3Fp%3D3385"><img src="http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/wp-content/plugins/add-to-any/share_save_120_16.png" width="120" height="16" alt="Share/Save/Bookmark"/></a>

	</p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/?feed=rss2&amp;p=3385</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>پندهای دوستانه</title>
		<link>http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/?p=3381</link>
		<comments>http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/?p=3381#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 18 Aug 2010 03:56:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[سخن بزرگان]]></category>

		<category><![CDATA[تاثير نوع نگاه در زندگي]]></category>

		<category><![CDATA[تفكر و نوع نگاه]]></category>

		<category><![CDATA[دیدگاه]]></category>

		<category><![CDATA[غذای روح]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/?p=3381</guid>
		<description><![CDATA[- هر عمل حرامی روح را مکدر می‌سازد.
- حُسن خلق، برکت آفرین است.
- سوء خلق اولین ضربه را به خود انسان می‌زند.
- دفع بدی با خوبی از علائم عقل است.
- حُسن خلق راهی برای هموار کردن جاده زندگی است.
- در کسی که با دیگران انس نمی‌گیرد و اجازه نمی‌دهد دیگران با او انس بگیرند خیری [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>- هر عمل حرامی روح را مکدر می‌سازد.<br />
- حُسن خلق، برکت آفرین است.<br />
- سوء خلق اولین ضربه را <span id="more-3381"></span>به خود انسان می‌زند.<br />
- دفع بدی با خوبی از علائم عقل است.<br />
- حُسن خلق راهی برای هموار کردن جاده زندگی است.<br />
- در کسی که با دیگران انس نمی‌گیرد و اجازه نمی‌دهد دیگران با او انس بگیرند خیری نیست.</p>
<p>-ذهنی که با حرف‌های نامربوط از هم گسیخته و پریشان شود به سختی سامان می‌یابد، کمی بیشتر مواظب حرفهایمان باشیم.<br />
- آیا می‌دانید بین کلام طیّب و طاهر فرق است؟! کلام طاهر یعنی هیچ گونه غرض و بدخواهی و تند روی در آن نیست و کلام طیّب علاوه بر این موارد از نوعی آراستگی و خوش بیانی برخوردار است.<br />
- گفتار زیبا و طیّب راه گشای انسان و باعث موفقیت می‌شود.<br />
- در برخورد با دیگران مراقب باشیم تا انتقال دهندة اندوه‌ها نباشیم.<br />
- حُسن خلق تقوا ابجاد می‌کند.<br />
- یکی از شروط حُسن خلق اجتناب از حرام است.</p>
<p>- رفتار خشن، فرار دیگران را در پی دارد.<br />
- سوء خلق مانند مرضی مُسری است که به دیگران سرایت می‌کند.<br />
- اگر سوء خلق ملکه وجودی شود، درمان ندارد.<br />
- هرکسی بداخلاق‌تر است غصه دارتر است.<br />
- اگر دیگران وظایفشان را نسبت به ما انجام نمی‌دهند دلیلی برای انجام ندادن وظایف ما نیست.<br />
- گاهی اوقات با یک جمله نادرست هویت و شخصیت اطرافیان ویران می‌شود.</p>
<p>- باید انتظار انسان از دیگران محدود باشد و از خود نامحدود.<br />
- گاهی اوقات تحمل عیوب یک فرد به مراتب راحت‌تر از اصلاح آن است.<br />
- هر کجا آتش غضب شعله ور باشد عبادت آسیب می‌بیند.<br />
- دوستی‌ها نباید فقط در محدوده قلب باقی بماند بلکه اعلام مودت برای ثبات دوستی لازم است.<br />
- نادیده گرفتن عیوب یکدیگر باعث افزایش محبّت و مودّت طرفین می‌شود.</p>
<p style="text-align: left;">فرستنده خانم &#8220;منیر صعودی &#8220;</p>
<input id="gwProxy" type="hidden" />
<input id="jsProxy" onclick="jsCall();" type="hidden" />
<input id="gwProxy" type="hidden" />
<p><!--Session data--></p>
<input id="jsProxy" onclick="jsCall();" type="hidden" />
<p class="addtoany_share_save_container">
    <a class="a2a_dd addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save?sitename=%D8%BA%D8%B0%D8%A7%DB%8C%20%D8%B1%D9%88%D8%AD&amp;siteurl=http%3A%2F%2Fwww.naabrestaurant.com%2Fghazaye_rouh%2F&amp;linkname=%D9%BE%D9%86%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fwww.naabrestaurant.com%2Fghazaye_rouh%2F%3Fp%3D3381"><img src="http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/wp-content/plugins/add-to-any/share_save_120_16.png" width="120" height="16" alt="Share/Save/Bookmark"/></a>

	</p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/?feed=rss2&amp;p=3381</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>ظرفیت درونی ما</title>
		<link>http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/?p=3376</link>
		<comments>http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/?p=3376#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 18 Aug 2010 03:44:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[داستان]]></category>

		<category><![CDATA[تاثير نوع نگاه در زندگي]]></category>

		<category><![CDATA[تفكر و نوع نگاه]]></category>

		<category><![CDATA[دیدگاه]]></category>

		<category><![CDATA[غذای روح]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/?p=3376</guid>
		<description><![CDATA[مردی از دست روزگار سخت می نالید. پیش استادی رفت و برای رفع غم و رنج خود راهی خواست. استاد لیوان اب نمکی را به خورد او داد و از مزه اش پرسید؟
آن مرد آب را به بیرون از دهان ریخت و گفت: خیلی شور و غیر قابل تحمل است.
استاد وی را کنار دریا برده [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>مردی از دست روزگار سخت می نالید. پیش استادی رفت و برای رفع غم و رنج خود راهی خواست. استاد<span id="more-3376"></span> لیوان اب نمکی را به خورد او داد و از مزه اش پرسید؟</p>
<p>آن مرد آب را به بیرون از دهان ریخت و گفت: خیلی شور و غیر قابل تحمل است.</p>
<p>استاد وی را کنار دریا برده و به وی گفت همان مقدار اب بنوشد و بعد از مزه اش پرسید؟</p>
<p>مرد گفت: خوب است و می توان تحمل کرد.</p>
<p>استاد گفت شوری آب همان سختی های زندگی است. شوری این دو آب یکی ولی ظرفشان متفاوت بود. سختی و رنج دنیا همیشه ثابت است و این ظرفیت ماست که مزه انرا تعین می کند پس وقتی در رنج هستی بهترین کار بالا بردن ظرفیت و درک خود از مسائل است.</p>
<p style="text-align: left;">فرستنده خانم &#8220;منیر صعودی &#8220;</p>
<input id="gwProxy" type="hidden" />
<input id="jsProxy" onclick="jsCall();" type="hidden" />
<input id="gwProxy" type="hidden" />
<p><!--Session data--></p>
<input id="jsProxy" onclick="jsCall();" type="hidden" />
<input id="gwProxy" type="hidden"><!--Session data--></input>
<input id="jsProxy" onclick="jsCall();" type="hidden" />
<p class="addtoany_share_save_container">
    <a class="a2a_dd addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save?sitename=%D8%BA%D8%B0%D8%A7%DB%8C%20%D8%B1%D9%88%D8%AD&amp;siteurl=http%3A%2F%2Fwww.naabrestaurant.com%2Fghazaye_rouh%2F&amp;linkname=%D8%B8%D8%B1%D9%81%DB%8C%D8%AA%20%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86%DB%8C%20%D9%85%D8%A7&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fwww.naabrestaurant.com%2Fghazaye_rouh%2F%3Fp%3D3376"><img src="http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/wp-content/plugins/add-to-any/share_save_120_16.png" width="120" height="16" alt="Share/Save/Bookmark"/></a>

	</p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/?feed=rss2&amp;p=3376</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>آزمون عاشقی</title>
		<link>http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/?p=3373</link>
		<comments>http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/?p=3373#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 18 Aug 2010 03:17:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[داستان]]></category>

		<category><![CDATA[عشق]]></category>

		<category><![CDATA[عشق و محبت]]></category>

		<category><![CDATA[غذای روح]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/?p=3373</guid>
		<description><![CDATA[امیری به شاهزاده گفت: من عاشقه توام&#8230;
شاهزاده گفت: زیبا تر از من خواهر من است که در پشت سر تو ایستاده است.
امیر برگشت و دید هیچکس نیست.
شاهزاده گفت: عاشق نیستی. عاشق به غیر نظر نمی کند.
فرستنده خانم &#8220;منیر صعودی &#8220;





    

	]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>امیری به شاهزاده گفت: من عاشقه توام&#8230;</p>
<p>شاهزاده گفت: زیبا تر از من خواهر من است که <span id="more-3373"></span>در پشت سر تو ایستاده است.</p>
<p>امیر برگشت و دید هیچکس نیست.</p>
<p>شاهزاده گفت: عاشق نیستی. عاشق به غیر نظر نمی کند.</p>
<p style="text-align: left;">فرستنده خانم &#8220;منیر صعودی &#8220;</p>
<input id="gwProxy" type="hidden" />
<input id="jsProxy" onclick="jsCall();" type="hidden" />
<input id="gwProxy" type="hidden" /><!--Session data--><br />
<input id="jsProxy" onclick="jsCall();" type="hidden" />
<p class="addtoany_share_save_container">
    <a class="a2a_dd addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save?sitename=%D8%BA%D8%B0%D8%A7%DB%8C%20%D8%B1%D9%88%D8%AD&amp;siteurl=http%3A%2F%2Fwww.naabrestaurant.com%2Fghazaye_rouh%2F&amp;linkname=%D8%A2%D8%B2%D9%85%D9%88%D9%86%20%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%DB%8C&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fwww.naabrestaurant.com%2Fghazaye_rouh%2F%3Fp%3D3373"><img src="http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/wp-content/plugins/add-to-any/share_save_120_16.png" width="120" height="16" alt="Share/Save/Bookmark"/></a>

	</p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/?feed=rss2&amp;p=3373</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>بازتاب اعمال</title>
		<link>http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/?p=3370</link>
		<comments>http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/?p=3370#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 18 Aug 2010 03:05:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[داستان]]></category>

		<category><![CDATA[تاثير نوع نگاه در زندگي]]></category>

		<category><![CDATA[تفكر و نوع نگاه]]></category>

		<category><![CDATA[دیدگاه]]></category>

		<category><![CDATA[غذای روح]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/?p=3370</guid>
		<description><![CDATA[پسر به سفر دوری رفته بود و ماه ها بود که از او خبری نداشتند &#8230;
مادرش دعا می کرد که او سالم به خانه باز گردد. هر روز به تعداد اعضای خانواده اش نان می پخت و همیشه یک نان اضافه هم می پخت و پشت پنجره می گذاشت تا رهگذری گرسنه که از آن [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>پسر به سفر دوری رفته بود و ماه ها بود که از او خبری نداشتند &#8230;</p>
<p>مادرش دعا می کرد که او سالم به خانه باز گردد. هر روز به <span id="more-3370"></span>تعداد اعضای خانواده اش نان می پخت و همیشه یک نان اضافه هم می پخت و پشت پنجره می گذاشت تا رهگذری گرسنه که از آن جا می گذشت نان را بر دارد . هر روز مردی گو‍ژ پشت از آن جا می گذشت و نان را بر می داشت و به جای آن که از او تشکر کند می گفت:</p>
<p>هر کار پلیدی که بکنید با شما می ماند و هر کار نیکی که انجام دهید به شما باز می گردد !!!</p>
<p>این ماجرا هر روز ادامه داشت تا این که زن از گفته های مرد گوژ پشت ناراحت و رنجیده شد و به خود گفت : او نه تنها تشکر نمی کند بلکه هر روز این جمله ها را به زبان می آورد . نمی د انم منظورش چیست؟</p>
<p>یک روز که زن از گفته های مرد گو‍ژ پشت کاملا به تنگ آمده بود تصمیم گرفت از شر او خلاص شود بنابر این نان او را زهر آلود کرد و آن را با دست های لرزان پشت پنجره گذاشت، اما ناگهان به خود گفت : این چه کاری است که می کنم ؟</p>
<p>بلافاصله نان را برداشت و دور انداخت و نان دیگری برای مرد گوژ پشت پخت .</p>
<p>مرد مثل هر روز آمد و نان را برداشت و حرف های معمول خود را تکرار کرد و به راه خود رفت.</p>
<p>آن شب در خانه پیر زن به صدا در آمد . وقتی که زن در را باز کرد، فرزندش را دید که نحیف و خمیده با لباس هایی پاره پشت در ایستاده بود او گرسنه، تشنه و خسته بود، در حالی که به مادرش نگاه می کرد، گفت:</p>
<p>مادر اگر این معجزه نشده بود نمی توانستم خودم را به شما برسانم. در چند فرسنگی این جا چنان گرسنه و ضعیف شده بودم که داشتم از هوش می رفتم . ناگهان رهگذری گو‍ژ پشت را دیدم که به سراغم آمد. او لقمه ای غذا خواستم و او یک نان به من داد و گفت : این تنها چیزی است که من هر روز می خورم امروز آن را به تو می دهم زیرا که تو بیش از من به آن احتیاج داری .</p>
<p>وقتی که مادر این ماجرا را شنید رنگ از چهره اش پرید. به یاد آورد که ابتدا نان زهر آلودی برای مرد گوژ پشت پخته بود و اگربه ندای وجدانش گوش نکرده بود و نان دیگری برای او نپخته بود، فرزندش نان زهر آلود را می خورد .</p>
<p>به این ترتیب بود که آن زن معنای سخنان روزانه مرد گوژ پشت را دریافت:</p>
<p>هر کار پلیدی که انجام می دهیم با ما می ماند و نیکی هایی که انجام می دهیم به خود ما باز می گردد.</p>
<p style="text-align: left;">فرستنده خانم &#8220;منیر صعودی &#8220;</p>
<input id="gwProxy" type="hidden" />
<input id="jsProxy" onclick="jsCall();" type="hidden" />
<input id="gwProxy" type="hidden" /><!--Session data--><br />
<input id="jsProxy" onclick="jsCall();" type="hidden" />
<p class="addtoany_share_save_container">
    <a class="a2a_dd addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save?sitename=%D8%BA%D8%B0%D8%A7%DB%8C%20%D8%B1%D9%88%D8%AD&amp;siteurl=http%3A%2F%2Fwww.naabrestaurant.com%2Fghazaye_rouh%2F&amp;linkname=%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AA%D8%A7%D8%A8%20%D8%A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%84&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fwww.naabrestaurant.com%2Fghazaye_rouh%2F%3Fp%3D3370"><img src="http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/wp-content/plugins/add-to-any/share_save_120_16.png" width="120" height="16" alt="Share/Save/Bookmark"/></a>

	</p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/?feed=rss2&amp;p=3370</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>ارزش نجات</title>
		<link>http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/?p=3367</link>
		<comments>http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/?p=3367#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 18 Aug 2010 02:55:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[داستان]]></category>

		<category><![CDATA[تاثير نوع نگاه در زندگي]]></category>

		<category><![CDATA[تفكر و نوع نگاه]]></category>

		<category><![CDATA[دیدگاه]]></category>

		<category><![CDATA[غذای روح]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/?p=3367</guid>
		<description><![CDATA[جریان آب رودخانه به قدری شدید بود که پسرک را با خود می برد و امکان خلاصی وی اصلا وجود نداشت، که ناگهان مرد رهگذری خود را درون آب انداخته و با تقلا و سختی فراوان و درست در آخرین لحظات، پسر را گرفته و از آب بیرون کشید.
پس از مدتی که پسرک به هوش [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>جریان آب رودخانه به قدری شدید بود که پسرک را با خود می برد و امکان خلاصی وی اصلا وجود نداشت، که ناگهان <span id="more-3367"></span>مرد رهگذری خود را درون آب انداخته و با تقلا و سختی فراوان و درست در آخرین لحظات، پسر را گرفته و از آب بیرون کشید.</p>
<p>پس از مدتی که پسرک به هوش آمده و از شدت سرفه هایش کاسته شد، با قدرشناسی و فروتنی به سوی مرد رفته و از او بابت این کار قهرمانانه اش تشکر نمود.</p>
<p>مرد با خونسردی جواب داد :</p>
<p>خوش حالم پسر، اما می خوام طوری ادامه بدی که مطمئن بشی زندگیت ارزش نجات رو داشت.</p>
<p style="text-align: left;">فرستنده خانم &#8220;منیر صعودی &#8220;</p>
<input id="gwProxy" type="hidden" />
<input id="jsProxy" onclick="jsCall();" type="hidden" />
<input id="gwProxy" type="hidden" /><!--Session data--><br />
<input id="jsProxy" onclick="jsCall();" type="hidden" />
<p class="addtoany_share_save_container">
    <a class="a2a_dd addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save?sitename=%D8%BA%D8%B0%D8%A7%DB%8C%20%D8%B1%D9%88%D8%AD&amp;siteurl=http%3A%2F%2Fwww.naabrestaurant.com%2Fghazaye_rouh%2F&amp;linkname=%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4%20%D9%86%D8%AC%D8%A7%D8%AA&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fwww.naabrestaurant.com%2Fghazaye_rouh%2F%3Fp%3D3367"><img src="http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/wp-content/plugins/add-to-any/share_save_120_16.png" width="120" height="16" alt="Share/Save/Bookmark"/></a>

	</p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/?feed=rss2&amp;p=3367</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>گزیده ای از وصیت نامه حضرت علی (ع)</title>
		<link>http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/?p=3364</link>
		<comments>http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/?p=3364#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 18 Aug 2010 02:49:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[امام علی(ع)]]></category>

		<category><![CDATA[سخن بزرگان]]></category>

		<category><![CDATA[تاثير نوع نگاه در زندگي]]></category>

		<category><![CDATA[تفكر و نوع نگاه]]></category>

		<category><![CDATA[دیدگاه]]></category>

		<category><![CDATA[غذای روح]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/?p=3364</guid>
		<description><![CDATA[گزیده ای از وصیت نامه امیرالمومنین حضرت علی (ع)
به فرزندش امام حسن (ع):
۱/ قدرت اگر ماندنی بود به تو نمی رسید 
۲/ آنچه نمی دانی نگو. گرچه آنچه را که میدانی اندک است .
۳/ بیش از تحمل خود بار مسئولیت بر دوش منه که سنگینی آن برای تو عذاب آور است .
۴/ از خدا چیزهای [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>گزیده ای از وصیت نامه امیرالمومنین حضرت علی (ع)</p>
<p>به فرزندش امام حسن (ع):</p>
<p>۱/ قدرت اگر ماندنی بود به تو نمی رسید <span id="more-3364"></span></p>
<p>۲/ آنچه نمی دانی نگو. گرچه آنچه را که میدانی اندک است .</p>
<p>۳/ بیش از تحمل خود بار مسئولیت بر دوش منه که سنگینی آن برای تو عذاب آور است .</p>
<p>۴/ از خدا چیزهای درخواست کن که جز او کسی نمی تواند عطا کند .</p>
<p>۵/ نه مال دنیا برای تو پایدار و نه تو برای دنیا باقی .</p>
<p>۶/ به یقین بدان که تو به همه آرزوهایت نخواهی رسید و تا زمان مرگ بیشتر زندگی نخواهی کرد .</p>
<p>۷/ جایی که مدارا کردن درشتی به حساب آید بجای مدارا درشتی کن</p>
<p>۸/ خشم خود را فرو خور که من جرعه ای شیرین تر از آن ننوشیده ام</p>
<p>۹/ پیش از حرکت از همسفر بپرس و پیش از خرید خانه همسایه را بشناس .</p>
<p>۱۰/ کاری که برتر از توانائی زن است به او وامگذار که زن گل بهاری است نه پهلوانی سخت کوش</p>
<p>۱۱/ دوست آن است که در نهان آیین دوستی را رعایت کند (و به قول شریعتی : دوست داشتن بی آنکه دوست بداند . )</p>
<p>۱۲/ چه زشت است فروتنی به هنگام نیاز و ستمکاری بهنگام بی نیازی .</p>
<input id="gwProxy" type="hidden" />
<input id="jsProxy" onclick="jsCall();" type="hidden" />
<p style="text-align: left;">فرستنده خانم &#8220;منیر صعودی &#8220;</p>
<input id="gwProxy" type="hidden" />
<input id="jsProxy" onclick="jsCall();" type="hidden" />
<input id="gwProxy" type="hidden" /><!--Session data--><br />
<input id="jsProxy" onclick="jsCall();" type="hidden" />
<p class="addtoany_share_save_container">
    <a class="a2a_dd addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save?sitename=%D8%BA%D8%B0%D8%A7%DB%8C%20%D8%B1%D9%88%D8%AD&amp;siteurl=http%3A%2F%2Fwww.naabrestaurant.com%2Fghazaye_rouh%2F&amp;linkname=%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87%20%D8%A7%DB%8C%20%D8%A7%D8%B2%20%D9%88%D8%B5%DB%8C%D8%AA%20%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%20%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA%20%D8%B9%D9%84%DB%8C%20%28%D8%B9%29&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fwww.naabrestaurant.com%2Fghazaye_rouh%2F%3Fp%3D3364"><img src="http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/wp-content/plugins/add-to-any/share_save_120_16.png" width="120" height="16" alt="Share/Save/Bookmark"/></a>

	</p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/?feed=rss2&amp;p=3364</wfw:commentRss>
		</item>
	</channel>
</rss>
