شرلوک هولمز
شرلوک هولمز کارآگاه معروف و معاونش واتسون رفته بودند صحرا نوردی و شب هم چادری زدند و زیر آن خوابیدند. نیمه های شب هولمز بیدار شد ادامه مطلب »
شرلوک هولمز کارآگاه معروف و معاونش واتسون رفته بودند صحرا نوردی و شب هم چادری زدند و زیر آن خوابیدند. نیمه های شب هولمز بیدار شد ادامه مطلب »
روزی هیزم شکنی در یک شرکت چوب بری دنبال کار می گشت و نهایتا” توانست برای خودش کاری پیدا کند. ادامه مطلب »
روزگاری مردی فاضل زندگی میکرد. او هشتسال تمام مشتاق بود راه خداوند را بیابد؛ او هر روز از دیگران جدا میشد و دعا میکرد تا روزی با یکی از اولیای خدا و یا مرشدی آشنا شود. ادامه مطلب »
دقایقی پای صحبت آقای برایان دایسون مدیراجرائی اسبق در شرکت کوکاکولا: ادامه مطلب »
باری اگر روزی کسی از من بپرسد
چندی که در روی زمین بودی چه کردی؟ ادامه مطلب »
در جهان تنها یک فضیلت وجود دارد
و آن آگاهی است
و تنها یک گناه، ادامه مطلب »
دوش چه خوردهای دلا راست بگو نهان مکن
چون خمشان بیگنه روی بر آسمان مکن ادامه مطلب »
مردی در کنار جاده، دکه ای درست کرد و در آن ساندویچ می فروخت.
چون گوشش سنگین بود، رادیو نداشت، چشمش هم ضعیف بود، بنابراین روزنامه هم نمی خواند. ادامه مطلب »
نظرات شما
m: mosighiyee ke roo sitetoon hast besyar zibast,…
mehrnoosh: man vaghan ashege saite shomam har vaght az…
یلدا: فوق العاده جذاب بود.
یلدا: درسته هیچ چیز برای خدا غیرممکن نیست.باید…
mohammaf: با تشكر از شما اقاي عباس ظریفیان…