لطف حق به خارزار جهان، گل به دامنم، با عشق
فروردین ۰۴

همه چیز از خواستن شروع می شود..

خواستن، غریزی ترین واکنش بشر نسبت به نداشته هایش است همین که خیره میشوی به چیزی که تنها دلت تصاحبش را میخواهد، اینجاست که خواستن، قدرتش را به رخ می کشد …

مشکل انسان ها در خواستن ِ نداشته هایشان نیست

مشکلشان در کنار آمدن با این نداشته هاست …

اینجاست که احساس خوشبختی مقطعی می شود

به محض اینکه شما چیزی را دیدید که داشتنش را میخواهید

خوشبحتی تبدیل به احساسی می شود که تا آن را بدست نیاورید از آن محرومید، اینجاست که حسادت رخ میدهد، حسادت مفهومی لحظه ایست که در یک لحظه در ناخود آگاه شما جوشش میکند

و شما را ملزم به تصاحب میکند، حسادت یعنی تشخیص چیزی که دیگران دارند و شما ندارید

اما میخواهید داشته باشید

در حسادت، مشکل شما نداشته های دیگران نیست،

بلکه داشته هایی است که آنها دارند و شما ندارید

به عنوان مثال شما هیچوقت برای داشتن یک سیاره حسادت نمیکنید،

زیرا دیگران هم سیاره ندارند

خیلی مهم است که بدانید میزان حسادت به میزان ارزشی است، که شما برای دیگران قائلید

تا مادامی که در درون شما به همان اندازه که حواستان به دیگران هست به خودتان نیست، حسادت رخ می دهد زیرا حواس ِ چندگانه ی بشر ذاتا عاشق جستجو است.

و نسل ما را از کودکی طوری بار آورده اند

که بیشتر در دیگران جستجو کنیم تا خودمان

اینگونه است که به چشم خود با بهترین هایمان نمی آییم

اما مراقبیم دیگران با چه چیزهایی به چشممان می آیند

تا مادامی که دنیایمان درگیر بدست آوردن ِ داشته های دیگران است

هیچگاه احساس خوشبختی در ما متولد نمی شود

زیرا همیشه در هر سطحی که باشیم یا هر چقدر از دیگران به دست آورده باشیم

باز هم چیزی هست که نداشته باشیم

و دوباره درگیر تصاحب میشویم و تا بدست نیاوریمش آرام نیستیم …

و این چرخه ی باطل ادامه دارد

سخت است باور اینکه یک انسان میتواند خودش را با نداشته هایش بپذیرد

انسان تا وقتی خود را کشف نکرده، از خود لذت نمی برد و

تا مادامی که از خود لذت نبرد نمی تواند به خودش قناعت کند

تا وقتی هم که نتواند به خودش قناعت کند، جواب سوال هایش را در دیگران میجوید

آنهم چه دیگرانی؟ که همه شبیه خودش گم کرده ای دارند …

که هیچ گاه پیدا نمی شود

نیت ها، نقش بزرگی در احساس رضایت دارند

شما درس نمی خوانید که به دانشگاه بروید تا از دانشگاه رفتن ِ خودتان لذت ببرید

شما درس میخوانید که دانشگاه بروید تا از دیگران عقب نمانید

شما زیباترین لباستان را در مهمانی به خاطر این تن نمیکنید که خودتان از خودتان لذت ببرید

شما زیباترین لباستان را میپوشید که دیگران از آن لذت ببرند

و این لذت را با تعریف هایشان به شما انتقال دهند

شما ۳ سال سخت کار نمی کنید تا ماشینی را بخرید

که در رویایتان همیشه پشتش نشسته اید

شما کار میکنید تا ماشینی را بگیرید که دیگران به شما القا کرده اند فوق العاده است

شما آنقدر در دیگران حل شده اید که تمام نیت هایتان وابسته به تفکر، نگرش،
زندگی و ارزش های آنهاست

ارزش هایی که چون همیشه به واسطه ی حضور دیگری ارزش میگیرد

پس رقابت ایجاد می کند، رقابت بین تمام افرادی که “خود” را جا گذاشته اند

و با هم بر سر اول بودن رقابت میکنند، طبیعی است که شما حتی اگر اول هم باشید خیلی احساس خوشبختیتان دوام نمی آورد

زیرا همیشه در هر چیزی، بالای داشته های شما وجود دارد

باید باور کرد احساس زیبایی در زندگی به درون شماست.

به صرف اینکه وارد دنیای بیرونتان می شوید

اگر “خود” را همراه نداشته باشید به “جلب توجه” پناه میبرید.

و هر چقدر هنرمندانه توجه ها را جلب کنید در لحظات تنهایی چیزی برای لذت بردن ندارید زیرا توجه نیز مفهومیست که با حضور دیگران تعریف می شود.

و دیگران هم برای مدت زیادی شما را اول نگه نمیدارند …

زیرا طاقت دوم بودن را ندارند و اینگونه است که دیگران میتوانند برای احساس ِ خوشبختی شما تصمیم بگیرند زیرا این احساس را روی اطرافیانتان سرمایه گذاری کرده اید …

یـــــــاد بگیرید که شما در یک چیز اول هستید.

حتی اگر نخواهید هیچ کسی نمی تواند جز شما در آن اول باشد آن هم خود بودن است.

شما اگر خودتان باشید جذابید، زیرا جذابیت مختص هر چیز کمیاب است.

و از هر انسان، تنها یکی به وجود آمده

مشکل از جایی شروع می شود که شما آنقدر خود را فراموش کرده اید

که دیگر نمی توانید خصوصیات واقعی خودتان را زندگی کنید

برای همین است که به همین شیوه ادامه میدهید.

هیچ کسی نمی تواند شما را به خود بیاورد

چون خیلی ها شبیه شما خودشان را چال کرده اند و طبق هنجار های اجتماع بار آمده اند

باور کنید همین الان این نوشته را با لذت می خوانید

اما بعد از ظهر وقتی میخواهید به خیابان بروید طوری لباس می پوشید، طوری حرف میزنید، طوری رفتار میکنید که دیگران بپسندند

آنقدر خودتان نبوده اید که به طور ناخود آگاه از پس خود نبودن بر می آیید …

بیایید باور کنید کافیست یک بار باب میل دلتان بچرخید

تا شب وقت خوابیدن پر از احساس خوب باشید

به درک که دیگران میگویند “این جو گیر رو نگاه کن”

وقتی دلتان میخواهد زیر باران برقصید خوب برقصید …

وقتی دلتان میخواهد رانندگی پشت یک فولکس واگن را تجربه کنید،

این کار را انجام دهید

وقتی دوست دارید دستمال گردن بگذارید خوب بگذارید …

مهم احساس شماست.

اگر دیگران هم عکس العملی نشان دادند به پای این بگذارید

که شهامت انجام خواسته های درونی خود را ندارند

و میخواهند از کسی که این کار را میکند ایراد بگیرند

این را بدانید که:

خوشبختی احساسی درونیست که با بدست آوردن نداشته ها حاصل نمی شود

خوشبختی مستقل تر از این حرفاست که وابسته به بود و نبود ِ چیزی شود

و هنگامی حاصل می شود که شما از خویش احساس رضایت داشته باشید

اگر روزی توانستید از خودتان با تمام گند هایی که میزنید راضی باشید

خوشبختی در شما استمرار پیدا میکند … و هر لحظه برای شما زیباست

حتی دردهایتان را دوست دارید

زیرا دردهایتان بیشتر از هر چیزی به درونتان تعلق دارند …

دردهایتان را به آغوش می کشید که بوی اصالت میدهند

و زیباتر از این نخواهد بود که خوشبختی را با واقعیت ها تجربه کنید نه با رویاهای نافرجام.

فرستنده خانم “منیر صعودی “

Share/Save/Bookmark


۳۴ نظر برای “همه چیز از خواستن شروع می شود”

  1. سوسن گفت:

    عالی بودممنونم.

  2. محمود گفت:

    عالی بود

  3. رقیه گفت:

    خیلی روم تأثیر گذاشت

  4. میثم گفت:

    میثم
    زیبا و واقعیت را نشان می دهد

  5. حمید رضا ابراهیمی گفت:

    با سلام . دوست عزیز مطالب درج شده در وب سایت شما بسیار آموزنده و جالب است . امید وارم همیشه زنده و سربلند باشید

  6. محمد جواد گفت:

    عالی بود
    اولین شرط موفقیت خود شناسی و شناخت موقعیت خویش و قبول آن است چرا که ما لایق آنیم که الان هستیم.
    پیروز باشید

  7. فاطیما گفت:

    سلام دوست گلم
    بسیار عالی و زیباوموثر بود

  8. ذبیح حبیب افروز گفت:

    عالی بود وآموزنده…
    انسان باید به میل خود زندگی کند نه میل دیگران چیزی راکه خودش می پسندد زیباست
    من سادگی را دوست دارم وبه فیشن زیاد علاقه ندارم خیلی آرام هستم وبی تکلف واز بسیار سرگردانی ها فارغم .

  9. نانای گفت:

    سلام خیلی عالی بود متشکرم مرسی

  10. سارا.ج گفت:

    کاش همه می تونستن به این باور برسن

  11. امین گفت:

    مفید بود متشکرم!

  12. فاطمه گفت:

    سلام خیلی زیبا و عالی بود ممنون

  13. شیرین گفت:

    به امید روزی که همه مون به این باورها برسیم.با تشکر

  14. maryam گفت:

    خوب بود

  15. فرشاد گفت:

    من کاملا با این بحث موافقم
    و تا اونجاییکه بتونم این قانون خوشبختی رو رعایت میکینم
    من در هر لحظه چه شادی چه قصه چه شکست چه پیروزی انسان خوشبختی هستم
    چون خودم انتخاب میکنم
    اعتقاد من اینه هیچ بدی یا مشکل یا اتفاق بدی توی این دنیا وجود نداره
    همه چیه این دنیا خیر و نیکیه
    ولی درکش واسه ما خیلی دشواره
    پاینده باشی

  16. رویا گفت:

    قبلا احساس میکردم چون ضربو تقسیمو …. رو بلدم همه چی میدونم اما حالا تازه فهمیدم هیچی نمیدونم ممنون که به من نشون دادی هیچی نمیدونم

  17. الهه گفت:

    فوق العاده بود……..از موقعی که مطالب این سایت می خونم دیدگاهم نسبت به زندگی و آدما و اطرافیانم عوض شده…
    مرسی…..

  18. لیلا گفت:

    ممنون از فرستنده خوش سلیقه
    نویسنده این متن زیبا کیه ؟

  19. فرهاد گفت:

    با اینکه امشب شام خورده، سیر بودم ولی هرچقدر از غذای سایت شما می خورم بیشتر گرسنه تر می شوم .
    خوشحالم از پیدا کردن سایتتون

  20. معصومه گفت:

    ممنون خیلی عالی بود به امید ان روز من هم خودم چنین بشناسم.

  21. فهیمه گفت:

    این دل نوشته «نشانه» بزرگی بود برای من
    از اینکه فرشته راهنمای امروز من بودید ممنونم
    برایتان آرزوی نور و آگاهی دارم

  22. ایکیا گفت:

    سلام دوست عزیز
    مطالب خوبی مینویسین عمیق و بدرد بخورن.
    در مورد مطلبتون قبل از خواستن مقایسه اتفاق می افته که با مقایسه آدم خواشتنش برانگیخته میشه و از همینجا همونطور که شما گفتین چرخه معیوب عمر شروع میشه و ناگهان هم بانگی برمیاید که خواجه مرد قبل از اینکه بمیرد.
    من هم در مورد “خود” و هویت پنداری مینویسم اگه دوست داشتین سر بزنین

  23. داود گفت:

    با عرض سلام و تقدیم احترام به نویسنده محترم و سایر دوستان که نظرات خود را اعلام نموده اند . تقریبا با کلیات مطالب فوق موافقم ضمن آنکه معتقدم که میبایست مرز بین خود و دیگران را شناخت . مواردی که نظر دیگران مهم است و مواردی که نظر خود مهم است و مواردی که نظر هردو مهم است را باید تشخیص داد و مرز بین انها را ترسیم نمود .
    شناختن یک مهارت است و افرادی که شناختان را بلد هستند در تمامی زمینه ها از آن استفاده میکنند . شرط کافی برای مفید بودن و موثر بودن برای خود و دیگران ، داشتن مهارت های کافی است . افراد ماهر هستند که از مهارتهای خود لذت میبرند و لذت میبخشند . مثل مهارت زندگی کردن ، و خوشبختی محصول مهارت ها است . آرامشی است که به واسطه به کارگیری مهارتها در انسان ایجاد میشود . خداوند به دلیل اینکه مهارتها را دارد دارای جایگاه و لایق احترام است .

  24. وحیده گفت:

    سلام حرفتونو قبول دارم اما آخه آدم اونی که دوس داره نمیتونه بکنه مثلا من میخام با اونی که دو س دارم برم گردش بدون اینکه کاری بدی انجام بدم اما قانون شما نمیزاره واسه اینم یه چیزی بگین

  25. داود گفت:

    سرکار خانم وحیده با سلام ، بر خلاف تصور خیلی ها ، ادیان فردی و شخصی نیستند مضاف براینکه هیچ دینی از افراد دعوت بدون شناخت نکرده و خداوند در سوره اسرا آیه ۳۶ اشاره کرده که از آنچه که بدان آگاهی ندارید پیروی نکنید . ادیان الهی توسط سازنده انسانها تعریف شده و باز هم خداوند در سوره بقره اشاره کرده که هیچ اکراه و اجباری در دین نیست ، و اعتقاد به پیروی آگاهانه و با شناخت داره نه پیروی کورکورانه . میبینید که تشخیص راه با خود افراد است اما خداوند اشاره میکنه که هر راهی رو که میخوای بری از اول آگاهانه و با مطالعه برو و از اول آخر خط رو ببین . باز هم اشاره میکنم کتاب خدا و ادیان الهی مال کسی نیست ، هیچکس هم حق نداره ادعای بیش از حد کنه و کاسه داغ تر از آش بشه مگر افرادی که یا دین را بد فهمیدند و یا منافعی دارند و یا مهارت کافی جهت توضیح و انتقال صحیح ندارند . معلم شهید علی شریعتی گفته زندگی بر پنج پایه استواره و هر کس پنج پایه را کنار هم ساخت میتونه ادعا کنه که زندگی کرده
    نان،فرهنگ،ازادی،ایمان،دوست داشتن

  26. هادی گفت:

    ماشاءالله

  27. محمود گفت:

    سلام.مطالب عالین……مرسی

  28. mmg گفت:

    veryyyyyyyyyyyyyyyyy nice

  29. نسرین گفت:

    عالی بود

  30. صالح زاده گفت:

    واقیعا خیلی شبیی زنده گی ما انسانها هستن

  31. z_H گفت:

    kheili jaleb bud vaghean niaz dashtam in harfa ro beshnavam

  32. سمانه گفت:

    سلام
    بسیار سپاسگذارم از این مطالب خوب
    خوشحالم که با این سایت آشنا شدم

  33. محسن گفت:

    جالب بود

  34. مهدی گفت:

    دست خانم صعودی درد نکند. آرزویم اینست روزی بتوانم برای خودم زندگی کنم و حرفهای مردم مرا آزار ندهد…واگر روزی برای رضایت خدا کارهایم را انجام بدهم و خودم را هم فراموش کنم فکر می کنم آخر لذت بردن از زندگی باشد…موفق باشید.

نظر بدهید

Free counter and web stats