نقش دیگر حکایتی از مثنوی
مرداد ۲۵

شبی از شبها، شاگردی در حال عبادت و تضرع وگریه و زاری بود.
در همین حال مدتی گذشت، تا آنکه استاد خود را، بالای سرش دید، که با تعجب و حیرت؛ او را، نظاره می کند !
استاد پرسید : برای چه این همه ابراز ناراحتی و گریه و زاری می کنی؟
شاگرد گفت : برای طلب بخشش و گذشت خداوند از گناهانم، و برخورداری از لطف خداوند!
استاد گفت : سوالی می پرسم ، پاسخ ده؟
شاگرد گفت : با کمال میل؛ استاد.
استاد گفت : اگر مرغی را، پروش دهی ، هدف تو از پرورشِ آن چیست؟
شاگرد گفت: خوب معلوم است استاد؛ برای آنکه از گوشت و تخم مرغ آن بهره مند شوم .
استاد گفت: اگر آن مرغ، برایت گریه و زاری کند، آیا از تصمیم خود، منصرف خواهی شد؟
شاگردگفت: خوب راستش نه…!نمی توانم هدف دیگری از پرورش آن مرغ، برای خود، تصور کنم!
استاد گفت: حال اگر این مرغ ، برایت تخم طلا دهد چه؟ آیا باز هم او را، خواهی کشت، تا از آن بهره مند گردی؟!
شاگرد گفت : نه هرگز استاد، مطمئنا آن تخمها، برایم مهمتر و با ارزش تر ، خواهند بود!
استاد گفت :
پس تو نیز؛ برای خداوند، چنین باش!
همیشه تلاش کن، تا با ارزش تر از جسم ، گوشت ، پوست و استخوانت؛ گردی.
تلاش کن تا آنقدر برای انسانها، هستی و کائنات خداوند، مفید و با ارزش شوی
تا مقام و لیاقتِ توجه، لطف و رحمتِ او را، بدست آوری .
خداوند از تو گریه و زاری نمی خواهد!
او، از تو حرکت، رشد، تعالی، و با ارزش شدن را می خواهد ومی پذیرد.
« نه ابرازِ ناراحتی و گریه و زاری را…..!!!»

فرستنده خانم “منیر صعودی “

Share/Save/Bookmark


۲۶ نظر برای “خداوند از انسان چه می خواهد؟!”

  1. فرهاد گفت:

    خواندن مطالبتون در ساعت ۲ بامداد؛مرا حال خوشی دست داد
    بسیار ممنون از مطالب خانم صعودی

  2. معصومه گفت:

    خیلی اموزنده بود متشکرم ازشما

  3. حامد گفت:

    سلام
    واقعا ممنون مطالب این سایت برام فقط آگاهی مثبت هستش و در بحث کمال شناسی بهم خیلی کمک میکنه
    براتون طلب خیر دارم…

  4. آتوسا گفت:

    عالی

  5. مرتضی گفت:

    با سلام
    مطلب جالبی بود اما فکر نمی کنم این مقایسه درست باشد.چون خداوند هیچوقت محتاج ما نیست در صورتی که در این مقایسه ما محتاج مرغ بوده ایم که به پرورش اون می پردازیم.
    پس میشه گفت هرکس میتونه به هر طریقی که بهتر براش میسر هسش با خداوند عشق بازی کنه!
    بعضی انسانها با تضرع و گریه و زاری و بعضی دیگر با معاشرات درست و مناسب با مردم!
    و چه خوبه که هردو اینها با هم باشه!
    با تشکر!!

  6. بهناز گفت:

    حکایت آموزنده و جالبی بود بسیار ممنون از اینکه این مطالب رو گذاشتید.

  7. مرضیه از کاشان گفت:

    خیلی مطالبتون قشنگه واقعا….

  8. مریم گفت:

    متشکرم از مطالب زیبایتان

  9. سعید گفت:

    سلام.
    ممنونم از سایت خوبتون.
    من فکر میکنم هدف آفرینش انسان در دو جمله آخر این داستان ختم میشه و بس

  10. پریسا گفت:

    چی بگم که ما انسانها از عبادت با خدا فقط گریه زاری بلدیم.
    در حالیکه تلاش برای هستی و کائنات خدا و تلاش برای بندگان خدا خود عبادتی با شکوه است.

  11. مصطفی گفت:

    سلام
    من تازه با شما آشنا شدم وخوشحالم از مطالبتون ممنونم.

  12. ابوذر گفت:

    من با نظرشما موافق نیستم و مثالتون خیلی ربطی به گریه ی شبانه تداشت چون اسلام میگه مومنان شیران روزند وعابدان شب تلاش و عبادت و گریه به خاطر آمرزش گناهان هردو در کنار هم انسان را میسازد همچون مولایمان علی)ع(

  13. من گفت:

    بابا این دیگه چه داستانی بود.منو متحول کرد

  14. فروغ گفت:

    همیشه رفتن ،رسیدن نیست
    اما برای رسیدن باید رفت
    حتی اگر تمامی کوچه های زمین بن بست باشد …
    راه اسمان باز است!

  15. شاکر طاهریان گفت:

    ای عشق اگر پایان تو دور است، دلم غرق تمنای عبور است، برای قد کشیدن در هوایت، دلم مثل صنوبر ها صبور است

  16. نسیم گفت:

    باسلام
    کاملا اتفاقی اینجا رو پیدا کردم
    وااااااااااااااااااااقعا مطالب زیبائی گذاشتید
    ازین به بعد همیشه بهتون سر میزنم
    در پناه حق سلامت و شاد باشید

    التماس دعا

  17. بهاره گفت:

    واقعا عالی بود مطالب
    موفق باشی عزیزم

  18. رقیه گفت:

    خانم صعودی بسیار زیبا بود ممنون از این مطلب زیبا

  19. رقیه گفت:

    بسیار عالی بود ممنون از مطلب زیبایتان

  20. سعید گفت:

    با سلام درود
    مطلب بسیار جالب وعبرت انگیزی است که متا سفانه اکثر جامعه ما در گیر این خصلت هستند به جای اینکه خودرو تغییر دهیم فقط ناله می کنییم موفق وموید باشید

  21. سمانه گفت:

    جای این حکایتها تو زندگی مادی ما آدمها خیلی خالی مونده
    (خسته ام…
    خدایا خسته ام…
    دستم به آسمانت نمیرسد…
    تو که دستت به زمین میرسد مرا بلند کن…
    مرا بلند کن…)

  22. لیلا گفت:

    سلام. از مطالب زیبا و ارزشمندتون سپاسگذارم.سالهاست که اشعار زیبای شاعران و مطالب تامل براگیز نویسندگان رو گرداوری میکنم.دوست دارم یه روزی تبدیل به کتابش کنم.یقینا همه ی ادب دوستان میپسندند.به ره بادیه رفتن به از نشستن باطل که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم.با سپاس

  23. زهرا گفت:

    سلام خیلی زیباست اما من احساس میکنم حکایت گریه و حرکت مثل حکایت طاهر و باطن شریعت میمونه که هر کدومو رها کنیم اون یکی هم اثری نخواهد داشت در راه خدا هم باید به درگاهش ناله کرد و گریست و انابه کرد که خداوند بزرگترین پیامبرانش را در قرآن منیب معرفی میکند و هم البته حرکت و سیر کرد که فرمود : انی مهاجر الی ربی

  24. hastinasr گفت:

    خدای من بهشتی دارد؛نزدیک,زیبا,بزرگ وبه گمانم دوزخی دارد کوچک؛بعید ودرپی دلیلی که ببخشدمارا.گاهی به بهانه ی یک دعا.

  25. علیرضا گفت:

    سایتتون بینظیره عالی
    اجرتون با خدا
    واقعا ممنون

  26. افتاب گفت:

    سلام/ بسیار عالی و اموزنده بود.من خودم یه زمانی اگه کسی بهم خوبی میکرد بهش خوبی میکردم و اگه بدی میکرد بدی میکردم اما یه دو سه سالی هست که تصمیم گرفتم فقط خوبی کنم اوایلش خیلی سخت بود برام غیر قابل قبول بود اما به مرور اونقدر برام عادی شد که اگه یه روز به به یه نفر کمک نکنم یا لبخندی بر لب کسی نبینم غمگین میشم .ما اگه همه انسانها رو کسانی ببینیم که اونقدر برای خدا ارزشمند بودن که به اونها نعمت زندگی داده در واقع با شاد کردن انسانها شادی خدا رو میبینیم .امتحان کنید واقعا حس لذت بخشی هست.حق یارتان

نظر بدهید

Free counter and web stats